فریدون مشیری


باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن

« حمید مصدق »

وای ، باران

باران ؛

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما

چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای ، باران

باران ؛

پر مرغان نگاهم را شست

خواب رؤیای فراموشیهاست

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست

من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم

و ندایی که به من می گوید :

"گر چه شب تاریک است

دل قوی دار ، سحر نزدیک است "



مهدی اخوان ثالث(م امید)

لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز مي لرزد، دلم، دستم .

باز گويي در جهان ديگري هستم .

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!

آبرويم را نريزي، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است .

فروغ فرخزاد

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده شب مي كشم

چراغهاي رابطه تاريكند

چراغهاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردني است

حافظ

کی شعر  تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته ازین معنی گفتیم و همین باشد

از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل

شاید که چو وا بینی خیر تو درین باشد

هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز

نقشش به حرام  ار خود صورتگر چین باشد

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود

کین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

ان نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر

کان سابقه پیشین تا روز پسین باشد


ادامه نوشته

سهراب سپهري



 

شب سردي است، و من افسرده.

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

 

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افزود مرا بر غم ها.

 

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

 

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ برآرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

 

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

 

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است

 


شهریار

تا کی در انتظار گذاری به زاری ام
باز آی بعد از این همه چشم انتظاری ام
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاری ام

بس شکوه کردم از دل ناسازگار خویش

دیشب که ساز داشت سر سازگاری ام
شرمم کشد که بی تو نفس می کشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساری ام.....

مصطفی محدثی

پاييز ولي بهار در چشمانت

سرشاري آبشار در چشمانت

فرمان به سكوت مي‌دهد يا فرياد؟

آرامش بي‌قرار در چشمانت

 

ماييم و اميد و بيم در چشمانت

فوجي همه يا كريم در چشمانت

شرمندة پاسخيم اگر مي‌پرسي

ناخوانده چه مي‌كنيم در چشمانت

 

 مرا از من جدا كردي و رفتي

به دردت آشنا كردي و رفتي

دلم را درخور اين‌قدر ديدي

به هجران مبتلا كردي و رفتي

 

بسوزان در شرار طعنه‌هايم

بگو بيزاري از شعر و صدايم

زبانت كي كند آزرده‌خاطر

مرا كه با دل تو آشنايم

 

برونم را دروني مرحمت كن

تب خورشيد گوني مرحمت كن

دلم از دست عشق و عقل خون شد

خداوندا جنوني مرحمت كن

علیرضا بدیع

دیری ست دلم در گرو ناز پری هاست

روشن شده چشمم که نظرباز پری هاست

 

دیوانه ام و با پریانم سر و سرّی ست

لب تر کنم این جا پُر آواز پری هاست

لب تر کنم این خانه پری خانه ی محض است

دفترچه ی شعرم پَر پرواز پری هاست

 

جنّات نعیم است، گریبان کلیم است

پردیس مگر در یقه ی باز پری هاست؟!

*

ای دختر شاه پریان! خانه ات آباد!

زیبایی تو خانه برانداز پری هاست

هر بافه ی مویت شجره نامه ی جنّی ست!

چشمان تو دنیای خبرساز پری هاست...

 

من راز نگهدار ترین دیو جهانم

آغوش تو صندوق چه ی راز پری هاست..